وزنامههای
امروز سخنان رهبر انقلاب در دیدار با مسئولان و دستاندرکاران حج را از جنبههای
گوناگون بازتاب دادهاند.
روزنامههای
تهران امروز، کیهان، آرمان، اطلاعات، جمهوری اسلامی، جوان، جام جم، همشهری، آفتاب
و اعتماد به ضرورت جلوگیری از تزریق سلاح به عنوان راه حل بحران سوریه اشاره کردهاند.
رسالت و خراسان به ضرورت کنار نهادن سلاح از جانب مخالفان برای شنیده شدن صدای آنها
اشاره کردهاند.
روزنامههای
افکار و خورشید سخنان رهبری در مورد دلایل ایجاد و تشدید اختلافات شیعه و سنی را
برجسته کردهاند. روزنامه هفت صبح نیز به ضرورت استفاده از ظرفیت حج برای تقویت
اتحاد اسلام اشاره کرده است. روزنامه ایران هم از زبان رهبری، فشار بر سوریه را با
هدف نابودی حلقه وصل زنجیره مقاومت در منطقه است.
روز داغ
انتخابات
این در حالی
است که گستردگی اخبار انتخاباتی در روزنامههای امروز در هفتههای اخیر بیسابقه
است، که ابعاد مختلف آن در ادامه میآید.
بخشی از این
مطالب به قانون انتخابات و مسائل کلی آن، مربوط است. رسالت و آرمان مخالفت شورای
نگهبان با تعیین مصادیق رجل سیاسی و مذهبی در طرح مجلس را گزارش کردهاند. تهران
امروز با توجه به نشست امروز مجلس، از گام آخر مجلس برای اصلاح قانون انتخابات خبر
داده است. همه اینها در حالی است که روزنامه قانون از زبان مهری چمران گفته است که
انتخابات سال 92 به شوراها ضربه میزند.
مسأله دوم،
اخبار اصلاحطلبان است. آرمان از زبان نجفقلی حبیبی از برگزاری گردهمایی بزرگ
اصلاحطلبان خبر داده است. همین روزنامه در سرمقاله خود گفته که غیبت اصلاحات،
انفعال سیاسی نیست. روزنامه جوان در گفتوگو با حاجی دلیگانی نماینده مجلس گفته است
که اختلافات اصولگرایان موجب توهم پیروزی اصلاحطلبان شده است.
فعالیتها و
اظهارات اصولگرایان در مورد انتخابات نیز ادامه دارد. روزنامههای آرمان و ایران
از دیدار رهپویان به عنوان نخستین گروه اصولگرا با آیتالله مصباح خبر دادهاند. در
حالی که اعتماد از تیتر صف اصولگرایان برای دیدار با آیتالله استفاده کرده است،
روزنامه آرمان سخنان وی را منتشر کرده که در اختلافات نباید فرافکنی و
خودمان را تبرئه کنیم. همه اینها در حالی است که روزنامه تهران امروز، این دیدار را غیر انتخاباتی دانسته است.
گمانهزنی و
پیشنهاد در مورد نامزدی دیگران در انتخابات سال آینده، چهارمین شیوه پرداختن
روزنامهها به انتخابات سال آینده است. شخصیت مهم در این گمانهزنیها، مشایی است.
روزنامه هفت
صبح که در ابتدای انتشار آن به مشایی منتسب شد، در مطلبی با نام «آمدن یا نیامدن
خاتمی و مشایی: بازی اصولگرایان یا تصمیم اصلاحطلبان» با اشاره به تکرار فراوان
نامهای خاتمی و مشایی در رسانههای اصولگرا که از دید این روزنامه بر فضای کشور
مسلط هستند، گفته که این تکرارها بهانهای است تا از فراوانی شمار نامزدهای
اصولگرا که فهرست اولیه آنها گاه تا 25 نام را در بر میگیرد، جلوگیری شود تا
داستان انتخابات سال 84 تکرار نشود.
در حالی که
روزنامه ایران از زبان ترقی از مسئولان حزب موتلفه گفته که هیچ مدرکی علیه مشایی
وجود ندارد، روزنامه اعتماد این بخش از سخنان وی را برجسته کرده که جریان انحرافی
رقیب جدی اصولگرایان است.
افزون بر نامهای
مشایی و خاتمی، محمد شریعتمداری وزیر سابق بازرگانی هم به روزنامهها آمده که اگر
خاتمی، هاشمی، ناطق و سید حسن خمینی نامرد نشوند من خواهم آمد. تیمور علی عسکری
نماینده سابق مجلس هم گفته که ناطق بهترین گزینه است.
مطالب مهم
روزنامههای امروز
سه پرونده
قضائی مورد توجه روزنامههای امروز قرار گرفته است. روزنامه افکار خبر داده که
جوانفکر در پرونده شکایت نیروی انتظامی تبرئه شده است. دیگر متهم تبرئه شده، حاج
منصور ارضی است که وکلای وی در گفتوگو با روزنامه آرمان، تبرئه وی را غیر سیاسی
دانستهاند.
پرونده ستار
بهشتی هم در چند روزنامه مورد اشاره قرار گرفته است. روزنامه افکار از زبان نجفقلی
حبیبی گفته است که قوه قضائیه مساله فوت وی را با جدیت پیگیری میکند. اما چند
روزنامه و از جمله جمهوری اسلامی، جام جم، دنیای اقتصاد و آفتاب یزد به نظر پزشکی
قانونی پرداختهاند که کبودیهای وی را کشنده ندانسته است.
دنیای اقتصاد
در دو صفحه با نگاهی به چند اثر دکتر محمود سریعالقلم، در جستجوی توسعه به سبک
ایرانی را تیتر کرده است. روزنامه ایران هم تلاش کرده به این پرسش پاسخ دهد که «اسلام
را چگونه به دنیا عرصه کنیم؟»
دولت و روابط
آن با مجلس نیز از زوایای گوناگون مورد توجه روزنامههای امروز قرار گرفته است.
روزنامه آفتاب یزد از بین سخنان احمدینژاد، عبارت «خیالم از آینده راحت است» را
برجسته کرده است. در حالی که اعتماد خبر داده با رفع نگرانی مخالفان سؤال از
احمدینژاد نسبت به شیوه پاسخ دادن وی، آنان اکنون با طرح سؤال مشکلی ندارند.
اعتماد در گفتوگوی مفصل خود با محمود فرشیدی وزیر سابق
آموزش پرورش به چرایی کوتاه بودن دوره وزارت وی پرداخته است، در حالی که
روزنامه همشهری در پرونده روز خود با عنوان «ترافیک سنگین حوالی پاستور» به رکورد
جابجایی مدیران اجرایی دولت پرداخته و به استناد تغییرات زیاد وزیران از زبان یک
استاد دانشگاه، مشروعیت دولت دهم را زیر سوال برده است.
روزنامه جام
جم و به مناسبت ماه محرم، پرونده روز خود را به گزارشگران کربلا اختصاص داده است.
دیگر مطالب مهم امروز جام جم، جاذبههای گردشگری ابوموسی و دشواریهای بارداری
خارج از رحم هستند.
از بین مسائی
اقتصادی روزنامههای امروز، ابراز نگرانی وزیر نقت از قاچاق سوخت در روزنامه
رسالت، مالیات ندادن 60 درصد اقتصاد در روزنامه آرمان، کاهش 35 درصدی قیمت آهنآلات
در روزنامه ایران، فروش ارز نفتی به نرخ روز در اعتماد و دورخیز برای شکستن انحصار
دو خودروساز بزرگ در روزنامه هفت صبح مهمتر هستند.
مطالب برگزیده روزنامههای امروز
خراسان: «فرصتهاي
امروز اقتصاد ايران» به قلم حميدرضا ايماني مقدم
سخن گفتن از
فرصتهاي پيشرفت اقتصادي در شرايط موجود آشفتگي کشور شايد تعجببرانگيز باشد؛
تورم، تغييرات مستمر قيمت ها، تحريمهاي هوشمند، نوسانات ارزي، مسائل سياسي و...
از مهمترين عناصري است که در شرايط موجود، مورد توجه ويژه رسانهها و مردم قرار
گرفته است و همواره در مجامع آنان مورد بحث قرار ميگيرد.
در عرصه
کارآفريني وقتي سخن از پديدهها به ميان ميآيد تأکيد ميشود که اين افراد معمولا
از شکارچيان فرصتها در صحنههاي سخت و پر از تهديد هستند. به نظر در شرايط موجود
کشور درک درست فرصتهاي ايجاد شدهة ميتواند ما را براي رهايي از اين وضع و پشت سر
گذاشتن عزتمندانه آن ياري نمايد. در اين مجال برآنيم تا برخي از اين فرصتها را به
صورت تيتروار مورد اشاره قرار دهيم.
۱ـ
متأسفانه یا خوشبختانه تجربه ثابت کرده است که بسیاری از استعدادهایمان
در شرایط سختی و فشار شکوفا خواهد شد. امروز در فضای اقتصادی کشور، وجود
فشارهای گوناگون از ناحیه تحریمها، ساختارهای نادرست اقتصادی چند دههای،
سوء استفاده کنندگان و سوء تدبیرهای مدیران اقتصادی، بسیاری از نخبگان،
کارشناسان و فعالان اقتصادی را به تکاپو واداشته تا تحلیلهای خود را از
شرایط دقیقتر کرده و به ایراد پیشنهادها و ایدههای بعضا جدید بپردازند.
از سوی دیگر، در این شرایط معمولا مسئولان بخشهای مختلف گوش شنواتری نسبت
به شرایط ثبات در کشور دارند و باب مباحثه و گفتوگو بین بخشهای مختلف
بیشتر باز میگردد. نکته قابل توجه اینکه انباشت تجربه بیش از سی ساله نظام
در مدیریت اقتصادی کشور، شکلگیری نهادها و تشکلهای مختلف، افزایش سطح
آگاهیها و تنوع رسانهها و... فرصتهایی است که به سرعت بخشیدن به این امر
کمک بیشتری میکند.
۲ ـ شفاف شدن میزان وابستگی کشور به ارز از
دیگر تهدیدهایی است که قابلیت تبدیل شدن به فرصت را دارد. آمریکا با مرجعیت
پول ملی خود در فضای بینالمللی سوء استفادههای قابل توجه اقتصادی و
سیاسی را به ویژه در دهه اخیر مرتکب شده است. همین امر عامل حرکتی
بینالمللی در جهت حذف دلار از تعاملات بین کشورها شده است. امروز چین به
عنوان یکی از بزرگترین حاضران صحنه تبادلات بینالمللی ۱۵ درصد معاملات
خود را از طریق پول ملی خود و کشور مقابل در قالب تفاهم نامههای دوجانبه
به انجام میرساند و این روند به سرعت در حال گسترش است. اتحادیه اروپا
از همان ابتدا مقابل مرجعیت پول آمریکا ایستادگی کرد و نهایتا دست به خلق
یورو در مقابل دلار زد. امروز این فرصت برای کشور ما بیش از پیش مهیا است.
۳ ـ آشفتگیهای اخیر برای بسیاری از تحلیلگران و مسئولین اقتصادی
کشور ضعفهای واقعی ساختاری چند دههای اقتصاد ایران را نمایان کرد. ضعف
اطلاعات گمرکی، یکپارچه نبودن سیستم گمرک، وزارت صنعت، معدن و تجارت و بانک
مرکزی، نارساییهای بورس کالا، ضعف ساختارهای نظارتی، شفاف نبودن فرآیند
گردش کالا در کشور، نظام عرضه ارز و... از جمله عواملی است که ضریب اطمینان
تصمیم گیری را به ویژه در شرایط موجود کاهش میدهد. شتاب مدبرانه در اصلاح
ساختارهای مذکور که بعضا در کوتاه مدت و میان مدت نیز میسر است؛ از جمله
فرصتهایی است که نصیب مدیران امروز کشور شده است.
۴ - یکی از
دغدغههایی که در سالهای اخیر بارها مطرح شده است، موضوع مدیریت واردات
کالاها به کشور است. بستر موجود از دو حیث محدودیتهای ارزی و گران شدن
واحد دلار فرصت را برای این امر به صورت ویژه مهیا نموده است.
۵ -
فرصت قابل توجه دیگری که امروز برای برخی از بخشهای تولیدی کشور در صنعت و
کشاورزی مغتنم شمرده میشود، تفاوت نرخ ارز و توجیه پیدا کردن تولید
بسیاری از کالاها در مقابل واردات آنهاست؛ فرصتی که هر چند متأثر از
مشکلات اقتصاد کلان نظیر تزریق نقدینگی، بیثباتی تصمیم گیریها و برخی
عوامل دیگر ممکن است دچار آسیبهایی گردد اما در مجموع با مدیریت صحیح آن و
فراهم آوردن سایر بسترهای همکاری حداکثری میتوان این امر را محقق نمود.
امید است در مطالب آتی بیشتر به ابعاد این موضوع بپردازیم.
۶ ـ از
مهمترین وجوه اقتصاد مقاومتی که رهبری نیز بر آن تأکید کردند، حضور
حداکثری مردم در اقتصاد در لایههای مختلف است. حرکتهایی نظیر آنچه در
مجلس تحت عنوان «سازمان مردمی جهاد اقتصادی» در حال پیگیری است با همه
نقدهایی که بدان وارد است میتواند نویدبخش تأمل جدی در این عرصه باشد.
بسیاری از کارشناسان امر امروز احیای مدلهایی نظیر جهاد سازندگی در اوایل
انقلاب را برای احیای بخش تولید در صنعت و کشاورزی کشور ضروری میدانند.
البته طبیعی است که مدلها، ساختارها و نهادها تغییر یافتهاند و باید
متناسب با این تغییرات طرحی نو درانداخت.
۷ ـ فرصتهای مذکور را
میتوان در حوزه مباحث اقتصادی قلمداد نمود. در سایر عرصهها میتوان از
تغییرات ضروری در روابط اجتماعی و لایههای فرهنگی نیز نام برد. سالها در
حوزه ضایعات نان تلاشهای تبلیغی، ترویجی صورت گرفت که البته بعضا در حد
خود نیز موثر بود. اما فرصتی که هدفمندی یارانهها در کاهش ضایعات نان
ایجاد کرد شاید با هیچ کدام از آنها قابل مقایسه نبود. امروز محور فرهنگ
مصرف و اصلاح الگوی آن در بین مردم از مهمترین محورهای تغییر در سبک زندگی
ایرانیان به نظر میرسد که مجموعههای فرهنگی و اجتماعی باید اهتمام
ویژهای نسبت بدان داشته باشند. موضوعاتی نظیر: استفاده از کالای داخلی،
پرهیز از تجملات، ترویج فرهنگ کار و تلاش، کسب رزق حلال و... از محورهایی
است که میتواند مورد توجه باشد.
این موارد تنها بخشی از فرصتهای
موجود برای فعالیت رسانهها، فعالان اقتصادی و فرهنگی و... است که باید
مورد توجه قرار گیرد، طبیعی است که با تأمل بیشتر در ابعاد فضای موجود
میتوان فرصتهای دیگری نیز ذکر نموده و تلاش نمود تا بهره برداری حداکثری
را از آنها داشته باشیم. بیشک به سلامت پشت سر گذاشتن التهابات موجود
پیروزی بینظیر دیگری را در تاریخ انقلاب و برای ملت ایران رقم خواهد زد.
باشد که با بهره بردن از تمامی ظرفیتها و فرصتهای موجود شیرینی نویی را
برای ملت ایران و تاریخ رقم بزنیم.
وطن امروز: «انتخابی پیش روی جامعه سیاسی ایران» به قلم مهدی محمدی هر
چه جلوتر میرویم این مسأله آشکارتر میشود که آمریکاییها برای چندماه
آینده در ایران پخت و پز مفصلی کردهاند. اینکه آنچه آماده کردهاند ـ و
روز چهارشنبه در بروکسل درباره آن با دیگر اعضای ۱+۵ بحث خواهند کرد ـ
چیست، موضوع این نوشته نیست. هر چه باشد، این مقدار قطعی است که آمریکا
درکی از روند تحولات در آینده دارد، سناریوهای خود را مرتب کرده و آماده
ورود به فازی جدید مقابل ایران به عنوان مهمترین مسأله امنیت ملی خود است.
هر چه آمریکاییها به روزی که میخواهند برگهای جدید خود را رو
کنند نزدیکتر شوند، در محیط داخلی ایران تغییرات بیشتری را مشاهده خواهیم
کرد. در کل، در صحنه داخلی ایران دو جبهه بیشتر نمیتواند شکل بگیرد. یک
جبهه، جبهه کسانی است که دشمن خود را جایی داخل ایران انتخاب میکنند و
آمریکا را یا اصلا به عنوان دشمن قبول ندارند یا اینکه اگر قبول هم داشته
باشند، راهانداختن دعوا در داخل را واجبتر از مواجه شدن با آن میدانند.
جبهه دوم شامل کسانی است که باور دارند، اکنون وقت منازعه در داخل نیست.
انقلاب اسلامی در مهمترین موقعیت تاریخی و رویاروی سرسختترین دشمنان خود
قرار گرفته است، پس اگر نیرو و انرژی و توانی هست، صرفا باید در صحنه
رویارویی با دشمن خارجی ـ که این بار با طراحی بسیار پیچیدهای وارد عمل
شده ـ مصرف شود.
این رویارویی هر روز عمیقتر خواهد شد. باور به
اینکه کاری از ما ساخته نیست، باید امتیاز داد و راهحل مشکلات کشور تنها
از دروازه سازش میگذرد، در خوشبینانهترین حالت ـ اگر فرض کنیم کسی قصد
خیانت ندارد ـ مبنای نظری جبهه اول را شکل میدهد. مبنای نظری جبهه دوم اما
این است که صحنه پیچیده است اما ما هم به همان اندازه پیچیده شدهایم،
آمریکا را میتوان و باید شکست داد و در این ایستگاه آخر که قاعدتا
سنگینترین رویارویی شکل خواهد گرفت نباید پا پس کشید و خود را از چشیدن
طعم شیرین پیروزی که از همیشه در دسترستر است محروم کرد.
سیاسیون
در ایران بزودی با آزمونی بسیار مهم ـ و شاید بتوان گفت مهمترین آزمون طول
تاریخ سیاستورزی خود ـ مواجه خواهند شد. باید انتخاب کنند در کدام جبهه
خواهند ایستاد.
جریان فتنه از هماکنون مشخص کرده است جایگاهش در
این صحنه چیست. در حالی که آمریکاییها خود میگویند دریافتهاند هیچ راهی
جز اینکه نوعی فرآیند امتیازدهی به ایران را آغاز کنند ندارند، آقایان در
داخل سر از نهانخانههاشان بیرون کردهاند و نسخه ذلت میپیچند. بماند که
این جماعت هرگز درک درستی از پدیدههای پیچیده امنیت بینالمللی نداشتهاند
ولی جالب است که در بیرون ریختن ماهیت سیاسی خود بشدت بیدست و پا و
سادهدل هستند. همین حالا مقالهها و بیانیههای این جماعت را اگر با آنچه
واشنگتنپست و نیویورکتایمز درباره مسأله ایران مینویسند، مقایسه کنید ـ
به عنوان نمونه مقاله دیروز هنری کیسینجر در واشنگتنپست را بخوانید ـ
کاملا آشکار است که قلم به دستان آمریکایی مسائل ایران را منصفانهتر و
موفقیتهای آن را همدلانهتر از برخی آقایان در ایران تحلیل میکنند.
یک
بار دیگر مجالی فراهم شده تا ماهیت جریان فتنه در ایران تست شود.
منظومهای از گزارهها از جانب دولت آمریکا درباره ایران در حال تولید است
که این جریان ماههاست عملا هیچ کاری جز تکرار آن نمیکند. در حالی که
دورنمای یک مواجهه دشوار دیپلماتیک، راهبردی و امنیتی آشکار شده،
فتنهگران، جبهه خود را بهطور شفاف انتخاب کردهاند؛ آمریکا راست میگوید و
ایران باید کوتاه بیاید. وقتی این جریان درباره مذاکره صحبت میکند به هیچ
وجه مقصودش این نیست که باید رفت و دیدگاههای ملت ایران را برای دشمنانش
تشریح کرد، کاملا برعکس، قصه این است که ایران اساسا حق ندارد دیدگاهی
داشته باشد. هر چه آمریکا فرمود، میشنود و میگوید چشم یعنی همان کاری
که خود وقتی در مصدر امور بودند؛ البته تا جایی که توانستند، انجام دادند.
این
صحنه یک بار دیگر نشان میدهد ارزیابی نظام درباره ماهیت این جریان کاملا
صحیح بوده و آنچه پس از سال ۸۸ با آنها انجام شد، حداقلیترین کاری است که
یک نظام قدرتمند و سرپا با خائنان به موجودیت و مردم خود میکند.
اما
از این سو نشانههای امیدوارکنندهای هم در حال آشکار شدن است. از ناحیه
دولت، اخیرا ارادهای جدی و بسیار امیدوارکننده در دو جهت دیده میشود؛
نخست اینکه دولت علائمی از خود بروز داده که در تلاش است تا به طور جدی
وضعیت اقتصادی را بهبود ببخشد. چنین توانی در این دولت هست اگر اراده لازم
برای آن شکل بگیرد. دوم اینکه خبرهایی هست مبنی بر اینکه عناصری در دولت از
جمله آقای رئیسجمهور بنا دارند به ایجاد آرامش بیشتر در جامعه کمک کنند.
این فرصتی بسیار گرانبها برای تجمیع نیروهای انقلاب اسلامی در مواجهه با
دشمن بیرونی است. روزهای آینده درک ما را از صورت این مسائل دقیقتر خواهد
کرد ولی اینکه همگان باید نسبت خود را با صحنه تازه شکل یافته در بیرون از
ایران مشخص کنند و این مهمترین ملاک برای قضاوت درباره آنها خواهد بود،
مسالهای نیست که هیچ تغییر و تحولی را بتوان در آن انتظار داشت.
جوان: تولید در داخل یا تولید داخلی؟ در
جریان بازدید از بزرگترین مجموعه تولید لوازم خانگی کشور در اصفهان به
وضوح قابل دریافت بود که صاحب این کارخانههای مرتبط چه توان و سرمایهای
گذاشته است تا چند هزار کارگر را به کار مشغول کند، حال آنکه به راحتی و
تنها در هفت ماهه اول سال با چنین سرمایهای در واردات چه سودهایی که
نمیتوانست برای خود و هفت پشتش فراهم آورد.
از رهگذر این تلاشها و
ریسکهایی که هر دم تغییر تصمیمات دولتی بر تولید تحمیل میکند دریافتم که
صاحب این مجموعه چه مدیر شایستهای میتواند باشد در خارج از کشور و با
سیاستهای با ثبات!
اما در پس این نظر مثبت شاید سؤالات اساسی پس
از بازدید از مجموعه کارخانهها در ذهن تمام خبرنگاران حک شد که این بود:
«تعریف تولید داخل چیست و چه نوع تولیدی داخلی به شمار میرود». اصولاً آیا
میتوان استراتژی تولید داخل را با موانع موجود کشور پیاده کرد یانه؟ آیا
استراتژی تولید داخلی در صنعت خودرو که چند سال است با نام خودرو ملی و
تولید داخلی مطرح شده است، خود یک بیماری مزمن در تولید نیست که راه مقابله
با آن نیاز به بازنگری تعریف تولید و ایجاد تفاوت بین تولید در داخل (بدون
بومیسازی تکنولوژی و وابستگی کامل مواد اولیه و تجهیزاتخارجی)، تولید
ملی و داخلی است. علل حک شدن این سؤالات کلیدی که اولین پرسشها از مدیر
این مجموعه هم بود را میتوان به ترتیب زیر برشمرد:
۱- به گفته
رئیس بخش تولید، قطعات پلاستیکی مورد نیاز برای لوازم خانگی «بیش از ۹۰
درصد مواد اولیه به کار گرفته شده خارجی (چینی و کرهای) » بود به نحوی
که برند معروف کرهای سامسونگ روی اکثر مواد اولیه کاملاً مشهود بود. دلیل
این موضوع نیز بالا بودن کیفیت مواد اولیه و جلب رضایت مشتری عنوان شد.
دلیلی که بعدها از سوی مدیرعامل سازنده پنج برند معروف موجود در بازار
لوازم خانگی به صرفه نبودن تولید برای مجتمعهای پتروشیمی عنوان شد.
نکته
قابل توجه دیگر استفاده ورقهای خارجی در بدنه یخچال و لباسشویی بود که
رئیس بخش کارخانه یخچالسازی با بیش از ۲۰ نوع یخچال به آن اشاره کرد.
همچنین بر اساس مشاهدات خبرنگاران، در یخچالهای ساید بای ساید تولید شده
در این کارخانه نیز به طور کامل از کره وارد میشد، بردهای الکترونیکی و
پمپهای آب نیز به همین شکل از کره وارد میشد. حتی شیشه لباسشویی و... نیز
چنین بود.
۲- ماشینآلات تمام کارخانهها که شاید بیش از ۵۰۰
دستگاه تزریق پلاستیک سبک، نیمه سنگین و سنگین بود به علاوه دستگاه تمام
اتوماتیک تبدیل ورق به بدنه یخچال و لباسشویی، خط ریلی تولید تمام لوازم
خانگی و... تماماً از کشور ایتالیا و برخی نیز از کشورهای آلمان، چین و کره
وارد شده بود.
۳- در بازدید از خط تولید تلویزیون نیز رئیس این
بخش مدعی بود که هیچ تلویزیونی در داخل ایران تولید داخلی به شمار نمیرود و
لذا تماماً مونتاژ است. این جمله نیز صحیح بود زیرا قطعات کاملاً
بستهبندی شده بود و تنها پیچها ایرانی بود و در مسیر تولید قطعات چینی و
کرهای در کنار هم و حداکثر طی مدت ۲۰ دقیقه روی هم سوار میشدند و تست رنگ
و صدای تلویزیون (ال – هی – دی) ۳۰ دقیقه! برند d نیز در کارتنهای بدون
نام کشور سازنده بستهبندی میشد. گفته میشد درج یک برند ایرانی که در
همین کارخانه سر هم میشود با برند ذکر شده تفاوت میلیونی در قیمت داشت؛
کاری که سامسونگ و ال جی نیز به همین دلیل مورد انتقاد هستند.
۴-
در انبارمجموعه کارخانه که به ادعای رئیس بخش روزانه بیش از ۲۰ هزار قطعه
تلویزیون، یخچال، اجاق گاز، لباسشویی، ماکروفر و... به سراسر کشور و حتی
خارج صادر میشود نیز برندهای خارجی با ساخت ایتالیا قابل رؤیت بود که مدیر
خدمات پس از فروش این کارخانه را نمایندگی فروش برند «ت- گ» معرفی کرد اما
برخی از مسئولان دلیل درج ساخت ایتالیا را روی یخچال و اجاق گاز این برند
استفادصه از مواد اولیه ۱۰۰درصد ایتالیایی و البته اجازه استفاده از برند
مذکور توسط این شرکت عنوان کردند.
البته واقعیت این است که در
دنیای امروزی، کمتر مجموعهای وجود دارد که ۱۰۰ درصد محصولات خود را با
تجهیزات ساخته شده و مواد اولیه ساخته شده در یک مجموعه یا حتی یک کشور
بسازد. بلکه به دلیل توجه به کیفیت و نیز عنصر مزیت اقتصادی کالا و سرعت
بالای تکنولوژی و هزینه تحقیق و توسعه در برخی محصولات و لوازم
تولیدکنندگان خرد (که فقط به تقاضای داخلی یک کشور با جمعیت متوسط یا کم
پاسخ میدهند) قادر به چنین کاری نیستند. این بهرهگیری حتی در شرکتهای
غولی مانند اپل نیز وجود دارد به نحوی که ال – ای – دی خود را از شرکت
رقیب خود یعنی سامسونگ ابتیاع میکند. اما آیا این میتواند دلیل
قانعکنندهای برای وابستگی شدید کشور در تولید لوازم خانگی مانند یخچال و
جارو برقی و... به خارج از کشور باشد؟
آیا نباید حداقل نسبت
استفاده مواد اولیه و تجهیزات به کار گرفته شده برای تعریف تولید داخلی و
ملی بیش از نصف باشد؟ به نظر میآید بازنگری در تعریف تولید داخلی بسیاری
از تولیدکنندگان یا دست کم بسیاری از تولیدات را از گردونه ادعای تولید
داخل با آنچه که در اذهان شکل گرفته، خارج خواهد کرد. مطمئناً این تغییر
نگاه همچنین تعریف ما را نیز از ارزش افزوده و در اقتصاد کلان نرخ رشد
اقتصادی تغییر خواهد داد و البته اولین گام برای تغییر رویکرد واقعی به
تولید داخل را فراهم خواهد کرد. اگر آمارسازان دولتی و برخی از
شبهتولیدکنندگان تمایل به واقعنگری داشته باشند و بخواهیم که تولید در
داخل به معنای واقعی توسعه یابد، نه اینکه مانند تجربه خودروسازان به خاطر
ترس از بیکاری کارگران، مونتاژ را که با کوچکترین تلنگر و تحریمی با
مشکلات جدی مواجه میشود، تولید ملی بدانیم.
آرمان: نگاهی به طرح تفکیک جنسیتی به قلم جعفر گلمحمدی استاد دانشگاهدر
طرح تفکیک جنسیتی دانشگاهها تمامی نشانهها بر این مبناست که ما تماما در
حال انتقاد کردن هستیم درحالیکه بهتر است به یک راهبرد مشخص در این باره
برسیم. در باره اختلاط در دانشگاهها سه راهبرد میتوان در پیش گرفت.
اختلاط بدون ضابطه، اختلاط با ضابطه و دولتی که در دانشگاهها شاهد آن
هستیم و اختلاط با کنترل اجتماعی، یعنی به جای اینکه مامورانی داشته باشیم
خودمان از طریق نظارت اجتماعی آن را عملی کنیم.
به نظر من بهترین
نوع اختلاط در دانشگاه بیشتر اختلاط اجتماعی است که ما را هم از این
انتقادات مبرا میکند. ما باید خود به سمت اخلاق برویم یعنی اگر خود ما
اخلاق را در دانشگاه بیشتر حاکم کنیم و باورها و ارزشهای دانشگاه را
بدانیم و آن را ملکه ذهن خود کنیم چنین مشکلاتی را نخواهیم داشت.
بسیار
مایه تاسف است که دانشگاههای ما هنوز منشور اخلاقی ندارند و حتی بنده به
عنوان استاد نمیدانم که چه قوانینی را باید رعایت کنم و دانشجویان در
بسیاری موارد به این خاطر به ما خرده میگیرند. به نظر من لازم است در
دانشگاهها یک تریبون آزاد برگزار شود و تا با هم منشور اخلاقی استاد و
دانشجو را اعلام کنیم و بعد از آن همه خود را متعهد به انجام آن بدانیم. به
اعتقاد من بهتر بود تفکیک جنسیتی و سهمیهبندی جنسیتی را به صورت علمی
انجام میدادیم. تفکیک جنسیتی فعلا در دانشگاه تهران در حد تفکیک بوفهها و
سایتها در چند دانشکده انجام شده است. فرض کنید بوفه دانشکده مدیریت
تفکیک شده است و در دانشکده علوم اجتماعی این تفکیک انجام نشده است.
در
آنجا چه اتفاقی افتاده است که اینجا نیفتاده است. به نظر من نباید
بدبینانه به این موضوع نگاه و اعلام کرد که مخالفان تفکیک جنسیتی میخواهند
آزادی جنسی وجود داشته باشد و موافقان تفکیک افراد دینداری هستند که
میخواهند گناهی اتفاق نیفتد. این موضوع نیاز به کمیتههای تخصصی بیشتری
دارد تا ابعادش بررسی شود و به صورت طرح در آید تا اگر مدیران فرهنگی قرار
است کاری انجام دهند بر اساس آن باشد. تعدادی افراد از زاویه دیگر مخالف
این موضوع هستند. به نظر من اگر قرار است خواسته جمعی را در نظر بگیریم
باید همه جنبهها در آن رعایت شود. اگر اختلاط را پذیرفتهایم باید اخلاق
را هم در نظر داشته باشیم. به نظر بنده یک یا دو درصد از افراد در
دانشگاهها هستند که اخلاق را رعایت نمیکنند و همین طرحها به دنبال آن به
وجود آمده است. در گذشته هم به علت رعایت اخلاق در سنت و فرهنگ بود تمام
افراد که دچار چنین مشکلاتی نمیشدند.
اگر چه از جامعه دانشگاهی
دور نیستیم، اما دچار از خود بیگانگی شدهایم. یکی از وجوه رقابتی ما در
دنیا شاخصه فرهنگی است و در دنیا ما را به عنوان فرهنگ ملیمان میشناسند و
این درحالی است که در تمامی مناسک مذهبی و ملی ما زن و مرد در کنار هم
انجام میشود و در عرصه کار و کشاورزی هم زنان و مردان در کنار هم هستند.
به نظر من دانشگاه سه وظیفه ذاتی برعهده دارد. تولید علم که شاخصه اعتبار
در رنکینگ بینالمللی دانشگاههاست، تولید انسان متخصص و فناور و تولید
انسان آکادمیک و فرهنگی.
در دو مبحث اولی فعلا بحثی نیست اما سوالی
که وجود دارد این است که دانشگاهها تا چه اندازه در تولید انسان آکادمیک و
فرهنگی موفق بودهاند؟ دانشگاهها باید مختار باشند که درباره امورات خود
شخصا تصمیم گیری کنند نه اینکه نهادی خارج از آن اقدام به تصمیمگیری کند.
به نظر میرسد اساتید دانشگاه به وظیفه خود در این زمینه به خوبی عمل
نکردهاند و همین موضوع باعث شده تا امروز شاهد باشیم عواملی خارج از
دانشگاه وارد ماجرا شوند و البته در همین شرایط کم نیستند اساتیدی که
رفتارشان با معیارهای فرهنگی سازگار نیست. بر اساس برخی آمارهای مستند فقط
دو درصد از دانشجویان هستند که رعایت هنجارها را نمیکنند و همین افراد هم
معاند وضد ارزش نیستند و در صورتی که با آنها به درستی رفتار شود، رفتار
درست را در پیش خواهند گرفت. بهتر بود برای انجام این طرح، تحقیقی از
دانشجویان به عمل میآمد تا کار به صورت مستند و با نگاه علمی انجام شود.
برچسبها: