ژیان عشقت مرا بیچاره بنمود ز شهر و خانه ام آواره بنمود!
سر پایینی نوكرتم سر بالایی شرمندتم ( ژیان )
شب و روز رانندگی در جاده ها كار من است از خطر باكی ندارم چون خدا یار من است!
عشق میكروبی است كه از راه چشم وارد میشود و قلب را عاشق میكند!
قربان وجودی كه وجودم ز وجودش بوجود آمده است!
كوه از بالا نشینی رتبه ای پیدا نكرد جاده از افتادگی از كوه بالا میرود!
گاز دادن نشد مردی عشق آن است كه بر گردی!
گدایان بهر روزی طفل خود را كور میخواهند طبیبان جملگی خلق را رنجور میخواهند!
تمام مرده شویان راضیند بر مردن مردم بنازم مطربان را كه خلق را مسرور میخواهند!
گلگیرم ولی گل نمیگیرم!
یه بار پریدی موتوری دو بار پریدی موتوری آخر می افتی موتوری
لاستیك قلبمو با میخ نگات پنچر نكن
بوق نزن ژیان میخورمت
بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع
عشق آمد و گفت من بی سوادم
پشت یه ژیان هم نوشته بود: جد زانتیا
قربان وجودت که وجودم زوجودت بوجود آمده مادر
شتاب مكن، مقصد نهایی خاك است
رادیاتور عشق من از بهر تو، آمد به جوش
گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم